دلباخته

بمان تا لحظه ای آرام گردددل نا آرام من

1334490052 اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)

سر فصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب و کمال و بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست

.

.

.

علی چون جسم زهرا را کفن کرد

شقایق را نهان در یاسمن کرد

شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا (ع) تسلیت باد.

.

.

.

زندگی ارزش ندارد بی ولای فاطمه

قلبم آرامش ندارد بی ولای فاطمه

در سماوات و زمین گر نور می بینی از اوست

مهر و مه تابش ندارد بی ولای فاطمه

.

.

.

بر گلستان ولایت تاختند،‎

غنچه را با لاله پرپر ساختند،

غنچه زیرخاروخس افتاده بود،‎

باغبان هم از نفس افتاده بود‎،

ظلم و طغیان و جنایت زاده شد

این چنین مزد رسالت داده شد

.

.

.

الهی داد از این دل داد از این دل / کنار قبر زهرا کرده منزل

بگو زهرا زجا خیزد ببیند / که اشک دیده کرد خاک او گل . . .

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت

.

.

.

بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد

شمع می میرد و او بار دگر می سوزد

یک نفر مثل درختان سپیدار بلند

در خیالش همه شب بین دو در می سوزد . . .

.

.

.

اس ام اس شهادت حضرت فاطمه(س)

چه حالی داده دل را دست مادر / که می شستی زدنیا دست مادر

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید / که می جستی مرا با دست مادر . . .

.

.

.

پیامک شهادت حضرت فاطمه (س)

در ظلمت شب شهاب را می شستند

 آیینه افتاب را می شستند

در چشمه خون چکان چشمان علی

پیمانه نور ناب را می شستند . . .

.

.

.

دوبیتی شهادت حضرت فاطمه(س)

آه زهرا تا ابد جاری بود / دست مولا تشنه یاری بود

چون علی شد بی کس و بی‌ هم‌ نفس / گفت یا زینب به فریادم برس . . .

.

.

.

متن تسلیت شهادت حضرت فاطمه(س)

رفتی تو و زینبت ز غم می سوزد

 آتش ز نوایش به دلم افروزد

این خانه عزاخانه شود بار دگر

هر گاه نگاه خود به در می دوزد . . .

.

.

.

یا علی جان تربت زهرا کجاست؟ / یادگار غربت زهرا کجاست؟

تا ز نورش دیده را روشن کنم / بر مزارش شعله‌ها بر تن کنم  . . .

.

.

.

تسلیت شهادت حضرت فاطمه(س)

چو می اُفتد به چشمم گاهواره

نفس می گردد از غم پُر شماره

الهی کاش محسن در برم بود

نمی شد قلبم از کین پاره پاره  . . .

.

.

.

غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست / جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست

ای مرگ بیا!که زندگی کردن من / بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست . . .

شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد

.

.

.

باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد

مهر زهرا هم گناه شیعیان را می برد . . .

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

.

.

.

در جهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه / دست حاجت می برم سوی خدای فاطمه

گر برای درد بی درمان مداوا طالبی / رایگان درمان کند دارالشفای فاطمه . . .

یا فاطمه الزهرا(س)

.

.

.

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم

مامور برای خدمت زهرائیم

روزی که تمام خلق حیران هستند

ما منتظر شفاعت زهرائیم

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بر شما تسلیت باد

.

.

.

آنان که بر این خانه هجوم آوردند / در خاک نهال کینه را پروردند

در کعبه علی شکسته بتها شان را / اکنون به در خانه تلافی کردند . . .

.

.

.

دل از غم فاطمه توان دارد ، نه / و ز تربتِ او کسی نشان دارد ، نه

آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری / جز مهدی صاحب الزمان دارد ، نه . . .

.

.

.

کاش از قلبم به قلبش راه داشت / کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

کاش از شوقم چنان مرغ سحر / می‌زدم گرد مزارش بال و پر

می‌شنیدم ناله‌های غربتش / می‌پریدم تا کنار تربتش . . .

.

.

.

یتیمان جز دو چشم تر ندارند / به غیر از خاک غم بر سر ندارند

چو مادر مرده ها باید فغان کرد / که طفلان علی مادر ندارند . . .

.

.

.

عمریست رهین منت زهرائیم

مشهور شده به عزت زهرائیم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید

ماپیر غلام حضرت زهرائیم . . .

.

.

.

آن روز که پهلوی تو از کینه شکست / دل های مُحبّان تو در سینه شکست

تصویر تو را دِل علی آینه بود / اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست . . .

.

.

.

فاطمیه قصه گوی رنجهاست / فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست

فاطمیه شعر داغ لاله است / قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست . . .

.

.

.

شکسته بال وپری زآشیانه میبردند / تن ضعیف غریبانه شبانه میبردند

جنازه ای که همه انبیاء قربانش / چه شد که هفت نفرمخفیانه میبردند . . .

.

.

.

مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری؟

چرا گم شد نشان قبر آن انسیه حوراء؟

هنوز از رحلت ختم رسل نگذشته ایامی

نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا . . .

.

.

.

امشب دل سنگ کوچه ها میگرید / یک شهر،خموش وبیصدا میگرید

تشییع جنازه غریب زهراست / تابوت بحال مرتضی میگرید . . .

.

.

.

هرچه باشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است

فاطمه (س) حلال صدها مشکل است . . .

.

.

.

گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود

آلاله داغ مرتضی زهرا بود

خورشیدِ بلند در شبستان وجود

سرچشمه رحمت خدا زهرا بود

.

.

.

ای خاکِ درِ تو تاجِ سرها زهرا / وی قبر تو مخفی ز نظرها زهرا

تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟ / گر بسته شود تمام درها زهرا . . .

.

.

.

لعنت به عدو که روح تقوا را کشت

ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت

باز آ و بگیر انتقامی سنگین

از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد

.

.

.

فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
هر کس که در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید

.

.

.

بر حاشیه‌ی برگ شقایق بنویسید
گل ، تاب فشار در و دیوار ندارد

.

.

.

دل از غم فاطمه توان دارد ، نه
و ز تربتِ او کسی نشان دارد ، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد ، نه

.

.

.

من با که گویم این که بهارم خزان شده
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست
رفت از برم به قامت همچون کمان شده

.

.

.

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

.

.

.

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته ، به قرآن زهراست

.

.

.

دیدم که ازپس در ، پهلوی من شکسته است
فریاد من در آنجا ، علی علی علی بود
بر روی سینه ی من ، با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون سینه ، بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا ، علی علی علی بود

.

.

.

الا ای چاه ! یارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میون کوچه‌ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند

.

.

.

هر سینه که دوستدار زهراست
آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها
در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس
عالم همه وامدار زهراست

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:13  توسط فایقه  | 


امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم
که تو از دوری خورشید چه ها می‌بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه‌ی مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینه‌ی بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می‌شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه‌کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه‌ی طوفان‌زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام‌آور فروردینی

شهریارا گر آئین محبت باشد
جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 22:2  توسط فایقه  | 

سلام بعد چندوقت اومدم بنویسم شاید یه خورده آروم شم نمیدونم کارایی که انجام میدم خدا راضیه یانه هرشب میشینم وبه کارام درطول روز فکرمیکنم شاید بنده خوبی نباشم برخدا اماتمام سعی خودم رو میکنم که حداقل تاهرجا میتونم به عنوان یه انسان خوب به آفریده های خدا محبت وکمک کنم تاشاید خداازتقصیراتم بگذره .....

الهی به امید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 22:0  توسط فایقه  | 

یادت ای دوست بخیر بهترینم خوبی؟

خبری نیست ز تو! 

 دل من میخواهد که بدانی

بی تو دلم اندازه ی

دنیا تنگ است

میسبارم همه

زندگیت را به خدا

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 15:43  توسط فایقه  | 

عاشقانه

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 11:26  توسط فایقه  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 23:39  توسط فایقه  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 23:21  توسط فایقه  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 23:19  توسط فایقه  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 23:18  توسط فایقه  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 23:12  توسط فایقه  |